ساخت الماس از خاکستر انسان

يك شركت سوييسي ، خاكستر حاصل از سوزاندن اجساد انسان‌ها را به الماس تبديل مي‌كند

بيشتر انسان‌ها پس از مرگ به خاك سپرده مي شوند اما بعضي‌ها هم در آتش سوزانده شده و شماري هم موميايي و يا منجمد مي شوند. اما اكنون خاكستر انسان‌ها با كمك يك تبديل شيميايي خاص مي‌تواند به الماسي درخشان تبديل شود.

شركت آلگوردانتسا در شرق سوييس خاكستر جنازه انسان‌ها را به سنگ‌هاي قيمتي تبديل مي‌كند.

در آزمايشگاه اين شركت حدود ‪ ۱۵‬دستگاه بطور ‪ ۲۴‬ساعته در كنار كارگراني كه عينك‌هاي محافظ پلاستيكي به چشم دارند كار مي‌كنند. اين كارگران در پشت يك خط زرد و سياه كار مي‌كنند كه به احترام ميت، بازديدكنندگان مجاز به عبور از آن نيستند. جنازه انسان بطور متوسط ‪ ۲/۵‬تا ‪ ۳‬كيلوگرم خاكستر از خود بر جاي مي‌گذارد اما براي ساخت الماس، ‪ ۵۰۰‬گرم خاكستر كافي است. در روند تبديل خاكستر انسان‌ها به الماس ابتدا پتاسيم و كلسيم كه حدود ‪ ۸۵‬درصد اين خاكسترها را تشكيل مي‌دهند از كربن جدا مي‌شود. سپس اين كربن تحت فشار فوق‌العاده زياد و حرارت هزار و ‪ ۷۰۰‬درجه سانتي گراد قرار مي‌گيرد كه در اين روند كربن به سرب سياه، آلوتروپ كرين يا ساختاري متفاوت از كربن تبديل مي‌شود.

 در مرحله بعد، براي تبديل سرب سياه به الماس كه سخت‌ترين آلوتروپ كربن است ، فشار و حرارت بيشتري اعمال مي‌شود. كل اين روند شش تا هشت هفته طول مي‌كشد كه به هيچ وجه با روند طولاني تشكيل طبيعي الماس كه چند هزار سال طول مي‌كشد، قابل مقايسه نيست.

زمانيكه اين روند به پايان برسد الماس خام هنوز به صيقل و تراش نياز دارد . بسياري از اين الماس‌ها به شكل سنگ‌هاي قلبي شكل بريده مي‌شوند كه مي توان از آنها بصورت گردنبند يا نگين انگشتر استفاده كرد. هر الماس منحصر به فرد است و رنگ آن از آبي تيره تا تقريبا سفيد متفاوت است.

مسوولان اين شركت مي‌گويند رنگ الماس‌ها بازتاب شخصيت فرد است. اثبات اينكه هر الماس انساني الزاما از خاكستر شخص خاصي ساخته شده ، غير ممكن است زيرا در اين روند دي.ان.آ سوخته مي‌شود. اما اثر شيميايي خاكسترها كه به محض ورود به آزمايشگاه مشخص مي‌شود، مستندسازي و يافتن رد محصول ساخته شده را ميسر مي‌سازد. كل اين فرآيند، بسته به وزن سنگ (از يك چهارم قيراط تا يك قيراط) ، از چهار هزار و ‪ ۵۰۰‬فرانك سوييس (معادل ‪ ۴۴۰۰‬تا ‪ ۱۶۷۰۰‬دلار ) قيراط ) متفاوت است .

 آلگوردانتسا كه به زبان رومانشبه معناي يادگاري است از اين بها بعنوان يك قيمت قابل قبول دفاع مي‌كند

آتش فشان در فضا

 

اطلاعات اوليه

روش مقايسه از مشخصات اختر شناسي جديد است.براي مطالعه قوانين حاكم بر تكامل و ساختمان يك جسم فضايي ، پيدا كردن يك يا چند جسم مشابه آن در فضا و يافتن وجه اشتراك و تفاوت آنها مفيد مي‌باشد. با تعيين عللي كه منجر به تشابه يا اختلاف مي‌شوند، پرداختن به كار اصلي آسان‌تر است. تشابهات ، جنبه‌هاي مشتركي را كه بر تكامل اجسام مورد علاقه تاثير مي‌گذارد نشان مي‌دهد و عدم تشابه مشخص كننده عواملي مي‌باشد كه مسير‌هاي مختلف تكامل آنها را تعيين مي‌نمايد.

حتي انتزاعي‌ترين تحقيقات علمي بايد طبيعتا به كاربرد علمي دانش جديد منتهي شود. اين جهت‌يابي كارهاي علمي ، از ماهيت اجتماعي علم به عنوان نوعي از فعاليت‌هاي انسان سرچشمه مي‌گيرد. اختر شناسي نيز از اين مسئله مستثني نيست. اخترشناسان در ضمن بررسي رويدادهايي كه در فضا به وقوع مي‌پيوندند. به ويژه هنگام مطالعه سيارات منظومه شمسي ابتدا درباره زمين فكر مي‌كنند. زيرا اين مسئله به آنها كمك مي‌كند كه درباره خانه خود در جهان بيشتر بدانند. از اين نظر در مطالعه فعاليت آتشفشان ما بسيار باارزش است.

ادامه نوشته

زمینلرزه

نگاه آماري به زمان وقوع زمينلرزه ها نشان مي دهد که در شبانه روز بيشتر زمينلرزه ها در ساعات عصر تا صبح اتفاق مي افتند و دانشمندان عليرغم مطالعات فراوان هنوز دليلي براي وقوع بيشتر زمينلرزه ها در زمان اشاره شده نيافته اند. برخي محققين به تاثير جاذبه ماه و تغييرات مربوط به آن در اين  زمان خاص نسبت داده اند.

 بر طبق آمار در فصل بهار و پاييز بيشتر از دو فصل ديگر زلزله اتفاق مي افتد که دليل اين مورد هنوز مشخص نیست البته  حدث هايي زده شده که در حد نظريه هستند مثلا در اين دو فصل به دليل حجم بيشتر بارندگي و نفوذ آب در شکاف گسل ها باعث کم شده اصطکاک سطوح و آزاد شدن انرژي مي شود.

. يک مورد ديگر اينکه گفته مي شود بعد از هر خورشيد گرفتگي احتمال وقوع يک زلزله بزرگ در دنيا مي رود و اين به علت برهم خوردن تعادل انرژي زمين است.
در هنگام وقوع زمينلرزه بخصوص آنهايي که در هنگام تاريکي هوا رخ مي دهد نوري در آسمان مشاهده مي شود که به صورت طيفي از رنگ هاي آبي تا طيف مرئي مشاهده مي شود که علت آنها هنوز به درستي مشخص نشده است ولي دلايلي ازجمله موارد زير مطرح شده است :
   - جرقه زدن يا يونيزاسيون گاز هاي حاصل از خاصيت پيزوالکتريک سنگ هاي حاوي کوارتز
   - گرماي حاصل از اصطکاک
   جديد ترين تئوري در زمينه ايجاد نور در اثر زلزله توسط دکتر فروند و همکارانش در سال 2003 در    nasa ارائه شده است که اساس اين تئوري حفره هاي p مي باشند که در هنگام اعمال فشار در سنگها که در حالت عادي نارسانا مباشند ايجاد ميشوند به هنگام فعال شدن اين حفره ها رسانش در سنگ اغاز شده و متعاقب آن در سطح زمين به صورت امواج الکترومغناطيس ظاهر ميشوند که البته در محدوده نامرئي ميباشد ايجاد امواج مرئي در شرايط ويژه دور از انتظار نيست .

دليل دیگر ایجاد نور اشتعال گاز رادون مي باشد كه با آزاد شدن انرژي گسل تخليه الكتريكي انجام شده و مشتعل مي شود.